اجازه بگيري اجازه نداري اجازه نگيري اجازه داري
سومين دوره تجليل از هنرمندان حوزه فرش و مرمت در موزه فرش تهران برگزار گرديد.
با عرض سلام
با خبر شديم که مراسم بزرگداشت پيشکسوتان فرشبافي و رفوگران امروز يکشنبه يازدهم اسفندماه در سالن اجتماعات موزه فرش برقرار است.ساعت 9 و نيم صبح حاضر شديم و مسئولين مرکز ملي فرش يک ساعت و نيم ديرتر تشريف آوردند! اين نوشته ها گزارش نيست، نوعي نگاه شخصي و نقادانه بنده است.
در ابتدا به رسم ادب از رئيس محترم موزه فرش دکتر اسکندرپور جهت عکاسي از مراسم کسب اجازه کردم ولي پس از مشورت فرمودند که به لحاظ حضور چهره ها! صلاح نيست عکس بگيريد.
اين درحالي بود که بيش از 20 عکاس و خبرنگار و... انجام وظيفه مي کردند و 30 تا 40 دوربين شخصي مهمانان در محفل مي درخشيد. موبايل هاي دوربين دار هم که جاي خود دارند... بهر حال بنده که اصلا نمي دانستم نبايد رسم ادب را بجا آورد زير ذره بين بايد در گوشه اي مي نشستم! اين هم از فرهنگ رسانه اي در برخي از مسئولين.
روي ميز اصلي محفل که لوح تقدير پيشکسوتان فرش قرار گرفته بود يک پارچه قلمکار بسيار معمولي انداخته بودند که در موزه بين المللي فرش ايران به فرشهاي نفيس پوزخند مي زد!
مجري تواناي برنامه با هنرنمائي بي نظيرش دائما شعر مي خواند آن هم ابياتي که مرتبط با فرش باشد! و مفتخر به جستجوهايش در اينترنت بود! درضمن خودش را از دوستان رئيس موزه مي دانست و جالب آنکه نام وي را بدرستي نمي دانست.
بنده هم که نمي توانستم عکس بگيرم همراه بقيه به دستور مجري کف مي زديم و کف مي زديم.
از عزيزان تجليل شد و تقدير نامه ها دريافت گرديد و از يک قاليچه که طرحي مذهبي و بافتي تقريبا ريز بافت داشت پرده برداري شد (استاد جهانشاهي به دکتر فرجي اهدا نمودند و سپس به آستان قدس رضوي اهدا شد).آقاي دکتر فرجي رئيس مرکز ملي فرش هستند.
در بيان مطلب قصد و غرضي نداشتم و هيچ اعتقادي به افکار منفي ندارم.
با احترام.













